المحقق السبزواري
80
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
غبار معركهها بر سر او بسيار نشسته ، گفت : « در همين مقام بايد ايستاد » . ايبك دواتى ، كه شعبهاى از ضعف عقل با قلّت تجربه جمع داشت و از مصاحبان مجلس خليفه بود ، به او گفت كه ، « حقوق نعمت امير المؤمنين را به اين نوع مكافات مىكنى كه به يك روزه مدافعت با دشمنان آن حضرت كسالت و كاهلى ظاهر ساختى . صلاح در آن است كه پيش از آنكه مخالفان به مددى قوّت گيرند از عقب ايشان بشتابيم و بالكلّيّه خاطر از ايشان فارغ سازيم » . فتح الدين از جهالت و سوء تدبير و خودرأيى ايبك دواتى متعجّب [ 11 آ ] شده ، در غضب شد و فرمود كه على الفور لشكريان از پى گريختگان روان گشتند . و چون بغداديان از شهر دور تر افتادند ، مغولان عنان مراجعت منعطف ساخته ، به محاربه مشغول شدند . و آن روز تا شب آتش حرب افروخته بود و چون زمانه لباس عبّاسيان دربركرد ، « 1 » هر دو سپاه مقارن اميد و بيم در برابر يكديگر فرود آمدند و مغولان در جوف شب آب فرات « 2 » را بر لشكر بغداديان سردادند . على الصّباح اكثر آن لشكر در بحر فنا غوطه خورده بودند و بعضى را كه اجل دامنگير نشده بود ، از بيم تيغ خونآشام راه شام پيشگرفته بودند و فتح الدّين به قتل رسيده . ايبك دواتدار با گروهى در پردهء ظلمت به بغداد درآمد ، و خليفه از غايت قلّت عقل سه نوبت بر زبان آورد كه ، الحمد للّه على سلامة مجاهد الدّين . در اثناى اين حالات ، خبر وصول هلاكوخان متواتر شد . بارگاه خان را در برابر بروج عظمى برافراشتند . خواب و قرار از حوالى ديده و دل اهل آن ديار مهجور شده ، خليفه فرمود تا دروب بغداد را مسدود گردانيده ، برج و باره « 3 » را استحكامى دادند . دواتيان و شرابى و سليمان شاه و غلامان خاصّه و عامّهء اهل بغداد محاربه را مستعدّ گشتند . روز
--> ( 1 ) . كنايه است از شعار عبّاسيان كه به رنگ سياه بود . ( 2 ) . در نسخ خطى روضة الصّفا نيز چنين آمده است ، امّا زرياب خويى برابر تاريخ وصّاف آن را اصلاح كرده و « دجله » ضبط كرده است . نك : روضة الصفاء ، مجلّد دوم ، تهذيب و تلخيص زرياب خويى ، ص 893 و پانوشت شماره 3 . خواجه رشيد الدّين فضل اللّه در وصف اين واقعه ذكر كند كه مغولان بعد از گذر از دجله در حدود انبار ، در ناحيهء دجيل بند آبى بزرگ را بگشادند كه تا پس پشت لشكر بغداد به آب غرق شد . به جامع التواريخ ، ج 2 ، ص 709 مراجعه شود . ( 3 ) . به معنى بارو است .